پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

tidy

مرتب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مرتب
  • منظم
  • آراسته

معنی و کاربرد

  1. مرتب

    adjective — صفت
    English meaning

    Arranged neatly and in order; clean and organized.

    در توصیف نظم و ترتیب

    • Keep your room tidy.

      اتاقت را مرتب نگه دار.

    • She has a tidy desk.

      او میز مرتبی دارد.

شکل‌های واژه

comparative
tidier
superlative
tidiest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • neat
  • orderly
  • trim

متضادها (انگلیسی)

  • messy
  • untidy

ترکیب‌های رایج

  • tidy up
  • neat and tidy

واژه‌های مرتبط