انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
timid
کمجرات به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کمجرات
- ترسو
- محجوب
معنی و کاربرد
کمجرات
adjective — صفتEnglish meaningLacking courage or confidence; easily frightened.
توصیف شخصیت
He was too timid to speak in public.
او آنقدر کمجرات بود که در جمع صحبت نکند.
The timid boy avoided the crowd.
پسر کمجرات از جمعیت دوری میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- shy
- fearful
- bashful
متضادها (انگلیسی)
- bold
- brave
ترکیبهای رایج
- timid smile
- too timid to
یادداشت کاربرد
کمجرات نقطه مقابل جسور و بیباک است.