پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

torment

عذاب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عذاب
  • شکنجه
  • آزار

معنی و کاربرد

  1. عذاب

    noun — اسم
    English meaning

    Severe physical or mental suffering.

    رنج و شکنجه

    • He lived in constant torment.

      او در عذاب پیوسته به سر می‌برد.

    • The memory was a torment to her.

      آن خاطره برایش عذابی بود.

  2. شکنجه

    noun — اسم
    English meaning

    The act of causing great pain to someone.

    آزار و شکنجه

    • The prisoners faced torment.

      زندانیان با عذاب روبه‌رو شدند.

    • He could not bear the torment.

      او تحمل این عذاب را نداشت.

شکل‌های واژه

plural
torments

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • agony
  • torture
  • anguish

متضادها (انگلیسی)

  • comfort

ترکیب‌های رایج

  • eternal torment
  • mental torment

واژه‌های مرتبط