انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
torture
شکنجه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شکنجه
- آزار
- عذاب
معنی و کاربرد
شکنجه
noun — اسمEnglish meaningThe action or practice of inflicting severe pain on someone as a punishment or to force them to do or say something.
آزار دادن شدید برای اجبار یا مجازات
The prisoners suffered torture.
زندانیان شکنجه را تحمل کردند.
They were accused of using torture.
آنها به استفاده از شکنجه متهم شدند.
Torture is forbidden by law.
شکنجه طبق قانون ممنوع است.
شکلهای واژه
- plural
- tortures
هممعنیها (انگلیسی)
- torment
- agony
- abuse
متضادها (انگلیسی)
- comfort
- kindness
ترکیبهای رایج
- use torture
- mental torture
- subject to torture