پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

transient

گذرنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گذرنده
  • گذرا
  • فانی

معنی و کاربرد

  1. گذرا

    adjective — صفت
    English meaning

    Lasting only for a short time; impermanent.

    چیزی که دیر نمی‌پاید

    • Fame is often transient.

      شهرت اغلب گذراست.

    • They enjoyed a transient moment of happiness.

      آن‌ها لحظه‌ای گذرای خوشبختی را تجربه کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fleeting
  • temporary
  • ephemeral
  • passing

متضادها (انگلیسی)

  • permanent
  • lasting
  • enduring

ترکیب‌های رایج

  • transient joy
  • a transient state

واژه‌های مرتبط