انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
trick
کلک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کلک
- حقه
- نیرنگ
معنی و کاربرد
کلک
noun — اسمEnglish meaningA cunning act intended to deceive or outwit someone.
نقشه زیرکانه برای فریب دادن
He played a trick on his friend.
او با دوستش کلکی بازی کرد.
The magician performed a clever trick.
جادوگر حقهای زیرکانه اجرا کرد.
شکلهای واژه
- plural
- tricks
هممعنیها (انگلیسی)
- ruse
- deceit
- ploy
متضادها (انگلیسی)
- honesty
ترکیبهای رایج
- play a trick
- dirty trick
- magic trick