انگلیسیبه فارسیverb — فعل
turn
چرخیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چرخیدن
- گشتن
معنی و کاربرد
چرخیدن
verb — فعلEnglish meaningTo move around a central point; to rotate or spin.
حرکت دورانی حول یک محور
The wheels turn quickly.
چرخها بهسرعت میچرخند.
She turned around to look at me.
او چرخید تا به من نگاه کند.
شکلهای واژه
- past stem
- چرخید
هممعنیها (انگلیسی)
- rotate
- spin
- revolve
متضادها (انگلیسی)
- stay still
ترکیبهای رایج
- turn around
- turn a wheel