انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
undutiful
ناخلف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناخلف
- ناصالح
معنی و کاربرد
ناخلف
adjective — صفتEnglish meaningFailing to show proper respect or duty, especially to parents.
فرزند ناصالح
He was an undutiful son.
او پسری ناخلف بود.
An undutiful child causes grief.
فرزند ناخلف مایه اندوه است.
هممعنیها (انگلیسی)
- disobedient
- unfilial
متضادها (انگلیسی)
- dutiful
- devoted
ترکیبهای رایج
- undutiful son
یادداشت کاربرد
ناخلف درباره فرزندی به کار میرود که به والدین خود نیکی نمیکند.