انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unexpected
غیرمترقب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غیرمترقب
- غیرمنتظره
- نابهنگام
معنی و کاربرد
غیرمترقب
adjective — صفتEnglish meaningNot expected; surprising.
پیشبینینشده و غافلگیرکننده
His visit was unexpected.
دیدار او غیرمترقب بود.
An unexpected problem arose.
مشکلی غیرمترقب پیش آمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unforeseen
- surprising
متضادها (انگلیسی)
- expected