انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unfortunate
بدبخت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدبخت
- تیرهبخت
- بیچاره
معنی و کاربرد
بدبخت
adjective — صفتEnglish meaningHaving bad luck; unlucky or in a pitiful situation.
کسی که بخت با او یار نیست
The unfortunate man lost everything.
آن مرد بدبخت همه چیز را از دست داد.
It was an unfortunate accident.
تصادفی ناگوار بود.
شکلهای واژه
- adverb
- unfortunately
هممعنیها (انگلیسی)
- unlucky
- wretched
- hapless
متضادها (انگلیسی)
- fortunate
- lucky
ترکیبهای رایج
- unfortunate accident
- poor unfortunate soul
یادداشت کاربرد
بدبخت هم بهمعنای تیرهبخت و هم بهمعنای بیچاره و درمانده است.