پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unfortunate

بدروزگار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدروزگار
  • بدبخت
  • تیره‌بخت

معنی و کاربرد

  1. بدروزگار

    adjective — صفت
    English meaning

    Having bad luck; unlucky or miserable.

    تیره‌روزی و بداقبالی

    • The unfortunate family lost everything.

      خانوادهٔ بدروزگار همه‌چیز را از دست داد.

    • He helped the unfortunate travelers.

      به مسافران بدروزگار کمک کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unlucky
  • hapless
  • poor

متضادها (انگلیسی)

  • fortunate
  • lucky

ترکیب‌های رایج

  • unfortunate event

واژه‌های مرتبط