انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unkind
نامهربان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامهربان
- بیعاطفه
- سنگدل
معنی و کاربرد
نامهربان
adjective — صفتEnglish meaningNot kind or friendly; harsh.
بیعاطفه و مهربان نبودن
That was an unkind remark.
آن حرف نامهربانانهای بود.
He was unkind to his sister.
او با خواهرش نامهربان بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- harsh
- cruel
متضادها (انگلیسی)
- kind
- gentle