پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unmarried

بی‌زن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌زن
  • مجرد
  • عزب

معنی و کاربرد

  1. مجرد

    adjective — صفت
    English meaning

    Not married; having no spouse (of a man, without a wife).

    کسی که همسر ندارد

    • He remained unmarried until he was forty.

      او تا چهل‌سالگی مجرد ماند.

    • An unmarried man has fewer family duties.

      مرد مجرد مسئولیت خانوادگی کمتری دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • single
  • unwed
  • spouseless

متضادها (انگلیسی)

  • married
  • wedded

ترکیب‌های رایج

  • an unmarried man

یادداشت کاربرد

«بی‌زن» به‌طور خاص به مردی گفته می‌شود که همسر ندارد.

واژه‌های مرتبط