پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unwell

ناخوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ناخوش
  • بیمار
  • دل‌آشوب

معنی و کاربرد

  1. ناخوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Not in good health; slightly ill.

    حالت بیماری و ناسلامتی

    • She has been unwell for a week.

      او یک هفته ناخوش بوده است.

    • He looks unwell today.

      او امروز ناخوش به نظر می‌رسد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sick
  • ill
  • poorly

متضادها (انگلیسی)

  • well
  • healthy

ترکیب‌های رایج

  • feel unwell
  • become unwell

یادداشت کاربرد

ناخوش در فارسی می‌تواند به معنی ناخوشایند نیز باشد.

واژه‌های مرتبط