انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
upper
بالایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بالایی
- فوقانی
- بالا
معنی و کاربرد
بالایی
adjective — صفتEnglish meaningSituated above or higher than something else.
قرارگرفته در جای بالاتر
The upper floor is empty.
طبقهٔ بالایی خالی است.
He lives in the upper part of the city.
او در بخش بالایی شهر زندگی میکند.
برتر
adjective — صفتEnglish meaningHigher in rank or status.
از نظر مقام بالاتر
She belongs to the upper class.
او به طبقهٔ بالایی تعلق دارد.
The upper management approved the plan.
مدیریت بالایی طرح را تأیید کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- higher
- top
- superior
متضادها (انگلیسی)
- lower
- bottom
ترکیبهای رایج
- upper floor
- upper class
- upper hand
یادداشت کاربرد
بالایی هم به مکان بالاتر و هم به رتبه و طبقهٔ برتر اشاره دارد.