پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

upper

بالایی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بالایی
  • فوقانی
  • بالا

معنی و کاربرد

  1. بالایی

    adjective — صفت
    English meaning

    Situated above or higher than something else.

    قرارگرفته در جای بالاتر

    • The upper floor is empty.

      طبقهٔ بالایی خالی است.

    • He lives in the upper part of the city.

      او در بخش بالایی شهر زندگی می‌کند.

  2. برتر

    adjective — صفت
    English meaning

    Higher in rank or status.

    از نظر مقام بالاتر

    • She belongs to the upper class.

      او به طبقهٔ بالایی تعلق دارد.

    • The upper management approved the plan.

      مدیریت بالایی طرح را تأیید کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • higher
  • top
  • superior

متضادها (انگلیسی)

  • lower
  • bottom

ترکیب‌های رایج

  • upper floor
  • upper class
  • upper hand

یادداشت کاربرد

بالایی هم به مکان بالاتر و هم به رتبه و طبقهٔ برتر اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط