انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
vagrancy
دربدری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دربدری
- آوارگی
- بیخانمانی
معنی و کاربرد
دربدری
noun — اسمEnglish meaningThe state of wandering from place to place without a home or settled work.
آوارگی
Years of vagrancy aged him.
سالها دربدری او را پیر کرد.
He was tired of a life of vagrancy.
او از زندگی دربدری خسته شده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- homelessness
- wandering
متضادها (انگلیسی)
- settlement
ترکیبهای رایج
- life of vagrancy