پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

vague

مبهم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مبهم
  • گنگ
  • نامشخص

معنی و کاربرد

  1. مبهم

    adjective — صفت
    English meaning

    Not clearly expressed or understood; uncertain.

    دربارهٔ سخن یا معنی نامشخص

    • His answer was vague and unhelpful.

      پاسخ او مبهم و بی‌فایده بود.

    • The instructions are too vague.

      دستورها بیش از حد مبهم‌اند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ambiguous
  • obscure
  • unclear

متضادها (انگلیسی)

  • clear
  • obvious
  • precise

ترکیب‌های رایج

  • vague idea
  • vague memory

واژه‌های مرتبط