انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
verdant
سرسبز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرسبز
- خرم
- شاداب
معنی و کاربرد
سرسبز
adjective — صفتEnglish meaningGreen with growing plants; lush.
پر از سبزی و گیاه
The verdant hills stretched far.
تپههای سرسبز دور و دراز بودند.
Spring made the valley verdant.
بهار دره را سرسبز کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- lush
- green
- flourishing
متضادها (انگلیسی)
- barren
ترکیبهای رایج
- verdant valley
یادداشت کاربرد
سرسبز یعنی پرشکوفه و پرمیوه از گیاه.