پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

vivid

پررنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پررنگ
  • درخشان
  • زنده

معنی و کاربرد

  1. پررنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Producing powerful, clear impressions; intensely bright.

    روشن و پررنگ

    • The colors were vivid.

      رنگ‌ها پررنگ بودند.

    • She gave a vivid description.

      او توصیفی زنده ارائه داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bright
  • vibrant
  • striking

متضادها (انگلیسی)

  • dull
  • pale

ترکیب‌های رایج

  • vivid colors
  • vivid memory

واژه‌های مرتبط