پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

wakefulness

بیداری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بیداری
  • هوشیاری
  • بی‌خوابی

معنی و کاربرد

  1. بیداری

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being awake; alertness or awareness.

    دربارهٔ نخوابیدن و آگاهی

    • Long wakefulness made him tired.

      بیداری طولانی او را خسته کرد.

    • The wakefulness of the city at night surprised us.

      بیداری شهر در شب ما را شگفت‌زده کرد.

    • Meditation brings a calm wakefulness.

      مراقبه بیداری‌ای آرام می‌آورد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • alertness
  • sleeplessness
  • insomnia
  • vigilance

متضادها (انگلیسی)

  • sleep
  • drowsiness

ترکیب‌های رایج

  • state of wakefulness

یادداشت کاربرد

بیداری هم به معنای نخوابیدن و هم آگاهی و هوشیاری است.

واژه‌های مرتبط