انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
wakefulness
بیداری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیداری
- هوشیاری
- بیخوابی
معنی و کاربرد
بیداری
noun — اسمEnglish meaningThe state of being awake; alertness or awareness.
دربارهٔ نخوابیدن و آگاهی
Long wakefulness made him tired.
بیداری طولانی او را خسته کرد.
The wakefulness of the city at night surprised us.
بیداری شهر در شب ما را شگفتزده کرد.
Meditation brings a calm wakefulness.
مراقبه بیداریای آرام میآورد.
هممعنیها (انگلیسی)
- alertness
- sleeplessness
- insomnia
- vigilance
متضادها (انگلیسی)
- sleep
- drowsiness
ترکیبهای رایج
- state of wakefulness
یادداشت کاربرد
بیداری هم به معنای نخوابیدن و هم آگاهی و هوشیاری است.