انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wandering
آواره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آواره
- سرگردان
- بیخانمان
معنی و کاربرد
آواره
adjective — صفتEnglish meaningHaving no fixed home and moving from place to place; homeless and wandering.
بی خانمان و سرگردان
The war left many people wandering.
جنگ بسیاری را آواره کرد.
He lived as a wandering refugee.
او همچون آواره ای زندگی کرد.
They felt lost and wandering.
آنها خود را گمشده و آواره حس می کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- homeless
- displaced
- drifting
متضادها (انگلیسی)
- settled
- rooted
ترکیبهای رایج
- wandering people
- left wandering
- wandering in exile
یادداشت کاربرد
آواره یعنی بی خانمان و سرگردان؛ هم صفت و هم اسم به کار می رود.