پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wandering

آواره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آواره
  • سرگردان
  • بی‌خانمان

معنی و کاربرد

  1. آواره

    adjective — صفت
    English meaning

    Having no fixed home and moving from place to place; homeless and wandering.

    بی خانمان و سرگردان

    • The war left many people wandering.

      جنگ بسیاری را آواره کرد.

    • He lived as a wandering refugee.

      او همچون آواره ای زندگی کرد.

    • They felt lost and wandering.

      آنها خود را گمشده و آواره حس می کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • homeless
  • displaced
  • drifting

متضادها (انگلیسی)

  • settled
  • rooted

ترکیب‌های رایج

  • wandering people
  • left wandering
  • wandering in exile

یادداشت کاربرد

آواره یعنی بی خانمان و سرگردان؛ هم صفت و هم اسم به کار می رود.

واژه‌های مرتبط