انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wasted
تلف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تلف
- هدررفته
- تباه
معنی و کاربرد
تلف
adjective — صفتEnglish meaningLost or used without purpose or benefit.
چیزی که بیهوده از دست رفته
The whole effort was wasted.
همهٔ آن تلاش تلف شد.
Do not let water be wasted.
نگذار آب تلف شود.
هممعنیها (انگلیسی)
- squandered
- lost
- ruined
متضادها (انگلیسی)
- saved
- used well
ترکیبهای رایج
- wasted time
- wasted effort
یادداشت کاربرد
تلف به معنای هدررفته و از دست رفته است.