انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
weak
زبون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زبون
- ناتوان
- بیچاره
معنی و کاربرد
زبون
adjective — صفتEnglish meaningLacking strength; physically or morally feeble.
کسی که توان ندارد
He felt weak after the illness.
او پس از بیماری زبون شده بود.
The old man was too weak to walk.
پیرمرد آنقدر زبون بود که راه برود.
شکلهای واژه
- comparative
- weaker
- superlative
- weakest
هممعنیها (انگلیسی)
- feeble
- helpless
- powerless
متضادها (انگلیسی)
- strong
- powerful
ترکیبهای رایج
- weak and helpless
- too weak to stand
یادداشت کاربرد
زبون در گفتار به معنی ناتوان و بیچاره است.