پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

well-spoken

خوشگو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خوشگو
  • خوش‌سخن
  • نیکوسخن

معنی و کاربرد

  1. خوشگو

    adjective — صفت
    English meaning

    Speaking in a fluent, courteous, and articulate manner.

    توصیف کسی با گفتار خوش

    • She is a well-spoken host.

      او میزبانی خوشگو است.

    • The well-spoken guide explained everything.

      راهنمای خوشگو همه‌چیز را توضیح داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • articulate
  • eloquent
  • courteous

متضادها (انگلیسی)

  • rude
  • inarticulate

ترکیب‌های رایج

  • well-spoken person

واژه‌های مرتبط