پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

work-related

کاری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کاری
  • شغلی
  • حرفه‌ای

معنی و کاربرد

  1. کاری

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to work or connected with a job.

    مربوط به کار یا شغل

    • I have a work matter to discuss.

      من یک موضوع کاری برای بحث دارم.

    • She called about a work problem.

      او درباره یک مشکل کاری تماس گرفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • occupational
  • professional

متضادها (انگلیسی)

  • personal

ترکیب‌های رایج

  • work-related

یادداشت کاربرد

کاری صفتی است که به کار یا شغل مربوط می‌شود.

واژه‌های مرتبط