انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
worthless
بیمایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیمایه
- بیارزش
معنی و کاربرد
بیمایه
adjective — صفتEnglish meaningHaving no value, substance, or merit.
وصف بیارزشی
The contract was worthless without a signature.
قرارداد بدون امضا بیارزش بود.
He dismissed the rumor as worthless.
او شایعه را بیمایه دانست.
هممعنیها (انگلیسی)
- valueless
- useless
- insignificant
متضادها (انگلیسی)
- valuable
- worthy
ترکیبهای رایج
- worthless promise
- worthless currency
یادداشت کاربرد
صفت مرکب با پیشوند «بی» است.