انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
cooked
مطبوخ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مطبوخ
- پخته
- طبخشده
معنی و کاربرد
مطبوخ
adjective — صفتEnglish meaningPrepared by heating; having been cooked.
پختهشده با حرارت
The meat is fully cooked.
گوشت کاملا پخته است.
Cooked vegetables lose some vitamins.
سبزیجات پخته مقداری از ویتامین خود را از دست میدهند.
هممعنیها (انگلیسی)
- prepared
- boiled
- baked
متضادها (انگلیسی)
- raw
- uncooked
ترکیبهای رایج
- well cooked
- cooked food
یادداشت کاربرد
مطبوخ در پزشکی قدیم به داروی ترکیبی و پخته هم گفته میشد.