انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
customary
معهود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معهود
- مرسوم
- آشنا
معنی و کاربرد
معهود
adjective — صفتEnglish meaningAccording to custom; usual or familiar.
رسم و عادت
He followed the customary greeting.
او سلام و احوالپرسی معهود را بهجا آورد.
It is customary to give gifts here.
در اینجا هدیه دادن معهود است.
هممعنیها (انگلیسی)
- conventional
- usual
متضادها (انگلیسی)
- unusual
ترکیبهای رایج
- customary practice