پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

customary

معهود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معهود
  • مرسوم
  • آشنا

معنی و کاربرد

  1. معهود

    adjective — صفت
    English meaning

    According to custom; usual or familiar.

    رسم و عادت

    • He followed the customary greeting.

      او سلام و احوال‌پرسی معهود را به‌جا آورد.

    • It is customary to give gifts here.

      در اینجا هدیه دادن معهود است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • conventional
  • usual

متضادها (انگلیسی)

  • unusual

ترکیب‌های رایج

  • customary practice

واژه‌های مرتبط