پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

foul

پلید به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پلید
  • خبیث
  • ناپاک

معنی و کاربرد

  1. پلید

    adjective — صفت
    English meaning

    Morally wicked or evil; vile.

    بدسرشت و بدکار

    • The foul villain had no mercy.

      آن پلید بی‌رحم هیچ رحمی نداشت.

    • He committed a foul deed.

      او کاری پلید انجام داد.

  2. گندیده

    adjective — صفت
    English meaning

    Foul-smelling, dirty, or disgusting.

    بدبو و کثیف

    • A foul smell came from the drain.

      بویی گندیده از فاضلاب می‌آمد.

    • The water in the pond was foul.

      آب آن برکه گندیده بود.

شکل‌های واژه

comparative
fouler
superlative
foulest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • wicked
  • vile
  • filthy

متضادها (انگلیسی)

  • pure
  • virtuous

ترکیب‌های رایج

  • foul play
  • foul smell
  • foul language

واژه‌های مرتبط