پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

grandmother

مادربزرگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مادربزرگ
  • ننه

معنی و کاربرد

  1. مادربزرگ

    noun — اسم
    English meaning

    The mother of one's father or mother.

    مادر پدر یا مادر

    • My grandmother tells stories.

      مادربزرگم داستان می‌گوید.

    • I visited my grandmother.

      به دیدن مادربزرگم رفتم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grandmother
  • grandma

واژه‌های مرتبط