انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hot
داغ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- داغ
- گرم
- سوزان
معنی و کاربرد
داغ
adjective — صفتEnglish meaningHaving a high temperature; very warm.
در معنای گرمای زیاد
The tea is too hot to drink.
چای برای نوشیدن بیش از حد داغ است.
It was a hot summer day.
روز تابستانی داغی بود.
داغ
adjective — صفتEnglish meaningFresh, recent, or intense.
در ترکیب داغدار and خبر داغ
The news is still hot.
خبر هنوز داغ است.
This is a hot topic right now.
این موضوع اکنون بسیار داغ است.
شکلهای واژه
- comparative
- hotter
- superlative
- hottest
هممعنیها (انگلیسی)
- warm
- scorching
- burning
متضادها (انگلیسی)
- cold
- cool
ترکیبهای رایج
- hot weather
- hot water
- hot news
یادداشت کاربرد
داغ به معنای اندوه و مصیبت نیز در فارسی به کار میرود (داغ دیدن).