پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

hot

داغ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • داغ
  • گرم
  • سوزان

معنی و کاربرد

  1. داغ

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a high temperature; very warm.

    در معنای گرمای زیاد

    • The tea is too hot to drink.

      چای برای نوشیدن بیش از حد داغ است.

    • It was a hot summer day.

      روز تابستانی داغی بود.

  2. داغ

    adjective — صفت
    English meaning

    Fresh, recent, or intense.

    در ترکیب داغ‌دار and خبر داغ

    • The news is still hot.

      خبر هنوز داغ است.

    • This is a hot topic right now.

      این موضوع اکنون بسیار داغ است.

شکل‌های واژه

comparative
hotter
superlative
hottest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • warm
  • scorching
  • burning

متضادها (انگلیسی)

  • cold
  • cool

ترکیب‌های رایج

  • hot weather
  • hot water
  • hot news

یادداشت کاربرد

داغ به معنای اندوه و مصیبت نیز در فارسی به کار می‌رود (داغ دیدن).

واژه‌های مرتبط