پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

warm

گرم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گرم
  • داغ
  • گرم‌کننده

معنی و کاربرد

  1. گرم

    adjective — صفت
    English meaning

    Having or giving out a fairly high degree of heat.

    دمای نسبتا بالا

    • The water is warm.

      آب گرم است.

    • It is warm today.

      امروز هوا گرم است.

  2. گرم

    adjective — صفت
    English meaning

    Friendly and kind in manner.

    صمیمی و مهربان

    • They gave us a warm welcome.

      آن‌ها از ما استقبال گرمی کردند.

    • She has a warm smile.

      او لبخندی گرم دارد.

شکل‌های واژه

comparative
warmer
superlative
warmest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • mild
  • heated
  • cordial

متضادها (انگلیسی)

  • cold

ترکیب‌های رایج

  • warm weather
  • warm welcome
  • keep warm

واژه‌های مرتبط