پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

ill

مریض به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مریض
  • بیمار
  • ناخوش

معنی و کاربرد

  1. مریض

    adjective — صفت
    English meaning

    Suffering from an illness or disease; not healthy.

    بیماری و ناخوشی

    • She fell ill last winter.

      او زمستان گذشته مریض شد.

    • He is seriously ill.

      او به‌شدت مریض است.

    • The ill man rested at home.

      مرد مریض در خانه استراحت کرد.

  2. مریض (اسم: بیمار)

    noun — اسم
    English meaning

    A person who is unwell.

    بیمار

    • The sick and the ill need care.

      بیماران و مریضان به مراقبت نیاز دارند.

    • Doctors treat the ill every day.

      پزشکان هر روز بیماران را درمان می‌کنند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sick
  • unwell
  • poorly

متضادها (انگلیسی)

  • healthy
  • well

ترکیب‌های رایج

  • fall ill
  • seriously ill
  • mentally ill

واژه‌های مرتبط