پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mischievous

بدکنش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدکنش
  • شرور
  • شیطان

معنی و کاربرد

  1. بدکنش

    adjective — صفت
    English meaning

    Causing or showing a fondness for causing trouble; naughty.

    شیطنت و شرارت

    • The mischievous boy hid her book.

      پسر بدکنش کتابش را پنهان کرد.

    • He gave a mischievous grin.

      لبخندی بدکنشانه زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • naughty
  • playful
  • troublesome

متضادها (انگلیسی)

  • well-behaved
  • obedient

ترکیب‌های رایج

  • mischievous smile

واژه‌های مرتبط