پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

officer

ضابط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ضابط
  • افسر
  • مأمور

معنی و کاربرد

  1. ضابط

    noun — اسم
    English meaning

    A person holding a position of authority, especially a police officer.

    مأمور انتظامی یا مقام مسئول

    • The officer arrested the thief.

      ضابط دزد را دستگیر کرد.

    • A police officer stopped the car.

      یک ضابط پلیس ماشین را متوقف کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • policeman
  • official

متضادها (انگلیسی)

  • civilian

ترکیب‌های رایج

  • police officer
  • military officer

واژه‌های مرتبط