پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

order

سامان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سامان
  • نظم
  • ترتیب

معنی و کاربرد

  1. نظم

    noun — اسم
    English meaning

    A state in which everything is in its correct or appropriate place; orderly arrangement.

    در معنای نظم و ترتیب

    • She likes to keep her room in order.

      او دوست دارد اتاقش را سامان‌یافته نگه دارد.

    • The affairs are finally in order.

      کارها سرانجام سامان گرفت.

  2. سامان

    noun — اسم
    English meaning

    Means or resources; a settled condition.

    در ترکیب‌هایی مانند بی‌سامان

    • He has no means to pay.

      او سامانی برای پرداخت ندارد.

    • Her life is finally in order.

      زندگی او سرانجام سامان گرفته است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • order
  • arrangement
  • organization

متضادها (انگلیسی)

  • disorder
  • chaos

ترکیب‌های رایج

  • in order
  • put in order

واژه‌های مرتبط