انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
precious
گرانمایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گرانمایه
- گرانبها
- پرارزش
معنی و کاربرد
گرانمایه
adjective — صفتEnglish meaningOf great value or worth; highly esteemed; costly.
وصف چیزی باارزش و عزیز
This is a precious gift from my grandmother.
این هدیهای گرانمایه از مادربزرگم است.
Time is precious; do not waste it.
زمان گرانمایه است؛ آن را هدر نده.
هممعنیها (انگلیسی)
- valuable
- dear
- cherished
متضادها (انگلیسی)
- worthless
- cheap
ترکیبهای رایج
- precious stone
- precious time
یادداشت کاربرد
گرانمایه هم به معنای پرارزش و هم عزیز و محبوب به کار میرود.