پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wasted

ضایع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ضایع
  • تباه
  • هدررفته

معنی و کاربرد

  1. ضایع

    adjective — صفت
    English meaning

    Used badly or unsuccessfully so that a chance or resource is lost.

    چیزی که بیهوده از دست رفته

    • All our efforts were wasted.

      همهٔ تلاش‌هایمان ضایع شد.

    • It was a wasted opportunity.

      فرصتی ضایع بود.

    • Don't let this day be wasted.

      نگذار این روز ضایع شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • squandered
  • missed
  • ruined

متضادها (انگلیسی)

  • useful
  • productive

ترکیب‌های رایج

  • wasted effort
  • wasted opportunity
  • wasted time

واژه‌های مرتبط